مناجات اول ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
به خواب غفلت اگر ماندهام سحرها را ولی صدا زدهای عبد بیسر و پا را بیا همین شب اول بگـو که بخشیدی بیا هـمـین شب اول قـبـول کن ما را گـنـاه، پـشـتِ گـنـاه آمد و زمـینم زد چنان که برده ز یادم مسیر دریـا را به گـریۀ سحـری کاش عـادتم بدهی کـمی به من بچـشـان لـذت تمـاشا را اسـیر غـفـلـتم و مرگ رفـته از یادم بگو چه کار کنم قبر و هول آنجا را به آبـروی عـلـی... آبـروی ما نرود به زیر پـرچـم اوئـیـم صبحِ فـردا را به عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویم اگر عـلـی بـزند پـای نـامه امضا را به غیر روضه به جایی نمیبرم راهی رها نمیکنم این تکـیـهگاه و مأوا را نگـیـر از من بیـچـاره کنج هیئت را نگـیـر از من دلمرده این مسیحا را کـفـن برای تو پـیـدا نـشـد عـزیـزالله حصیر شد کـفن شاه... کارِ دنیا را! |